امام زمان(ع) سال 255 هجری قمری به دنیا آمدند، شیخ مفید معتقد است که از ابتدای تولد، غیبتشان شروع شده ولی برخی معتقدند که امام 5 سال اول زندگی در خدمت امام حسن عسکری(ع) بوده است. با آسمونی همراه باشید
ولی از سال 260 و در سن 5 سالگی که امام حسن عسکری(ع) به شهادت رسیده و فرزندشان به امامات رسید، غیبت امام عصر(ع) آغاز شد و 69 سال امام با واسطه ای با مردم مرتبط بودند و تا سن 74 سالگی امام چهار نایب خاص داشتند که فقط خودشان امام را می دیدند که این دوران، دوران غیبت صغری است. البته کسان دیگری هم در این دوران امام را دیدند.
در اینکه افراد بسیاری امام را در 5 سال اول زندگی و بعد از آن در 69 سال غیبت صغری دیدند، شکی نیست اما در بحث غیبت کبری که از سال 329 اتفاق افتاد، ما شاهد حکایت هایی از دیدار افرادی هستیم. اما چون در دوران غیبت هستیم، اصل بر ندیدن امام مهدی است و اگر کسی ادعای ملاقات کند، ما به سادگی نمی پذیریم و باید دلیل متقن ارائه دهد.
درمورد سن آن حضرت در هنگام ظهور، دو دسته روایت وجود دارد:
الف. روایاتی که مطلق است و سنی را بیان نمیکند و فقط جوانبودن آن حضرت را متذکر میشود:
۱. «شابٌ بعد کبر السن؛[۱] جوان است با اینکه سنش زیاد است».
۲. «رجوعه من غیبته بشرخ الشباب؛[۲] در بهترین مرحله جوانی ظهور میکند».
۳. «فی سن الشیوخ و منظر الشباب؛[۳] در سن کهنسالان و سیمای جوانان».
ب. روایاتی که علاوهبر تأکید بر جوانی، سنوسال را هم مشخص میکند:
۱. «فی صورة فتیَ موفق این ثلاثین سنه؛[۴] با چهره جوانی کامل به سن سی سالگی».
۲. «فی صورة شاب دون اربعین سنة؛[۵] با چهره جوانی کمتر از چهل سالگی».
۳. سنش زیاد و چهرهاش جوان است بهگونهای که در نظر بیننده چهلساله یا کمتر مینماید و از نشانههای ایشان آن است که تا زمان وفات پیر نمیشود.[۶]
نکات:
۱. میدانیم که سن آن حضرت، بیش از هزار سال است و مقصود از روایاتی که سن امام مهدی را بین ۳۰ تا ۴۰ سال بیان کرده این است که در زمان ظهور چهره و سیمای نورانی ایشان، به شکل کسی است که در این مرحله سنی قرار دارد؛ یعنی مرحله کمال جوانی.
۲. آنچه مهم است، شناخت و معرفت امام است، تا جایی که در روایات، نشناختن امام برابر با بیدینی و جهالت شمرده شده.
«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتةً جاهلیة؛[۷] کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است».
این معرفت، شناخت ظاهری نیست بلکه فراتر از آن و درک جایگاه و حق واجب امام است.
پینوشتها
۱. کمالالدین، شیخ صدوق، ج۱، ص۳۲۷.
۲. غیبت طوسی، ص۴۲۱.
۳. کمالالدین، شیخ صدوق، ج۲، ص۳۷۶.
۴. غیبت طوسی، ص۴۲۰.
۵. کمالالدین، شیخ صدوق، ج۱، ص۳۱۶.
۶. همان، ج۲، ص۶۵۲.
۷. الصوارم المهرقه فی رد الصواعق المحرقه، سید نورالله مرعشی، ص۲۶۳.
- تاریخ : سه شنبه ۲ بهمن ۹۷
- ساعت : ۱۸ : ۵۹
- |
- نظرات [ ۰ ]